×11×
صبح با صدای کلاغ ها از خواب پریدم... هی میرفتم زیر پتو ولی باز صداشون تو گوشم ویز ویز می کرد..انگار دو تا زن و شوهر بودن ..اولش آروم با هم حرف می زدن ..یکی خانوم کلاغه می گفته ..یکی هم آقا کلاغه..اما به نظر می رسید صدای خانومه بلند تر بود... دیگه بعد از 10 دقیقه مجادله ،دعواشون شد..جیغی بود که خانوم کلاغه میزد..ول کن نبود.. بعدش من که اعصابم حسابی ریخته بود به هم ... یک دفعه بلند شدم که برم تو حیاط سرشون دااااااااااااااااااد بزنم...دیدم رفتن..
خواهرم میگه کلاغا نحسن..راستم میگه هر وقت میان رو تیر چراغ برقمون ..همون روز یک اتفاق بد میفته..اما مامانم هر وقت کلاغی بیاد و غار غار کنه..میگه:خوش خبر باشی...
امروز برای من اصلا خوب نبود...
یه حس بدی داشتم انگار نیمی از بدنمو یکی می خواست ازم جدا کنه..یا به زور ازم بگیره..کلافه بودم..نمیدونم چرا هی میرفتم تو آشپزخونه ... من هروقت دلم بگیره باید برم سر یخچال.. در یخچالو باز میکنم فقط توشو نگاه میکنم..چیزی هم میلم نمیکشه که بخورم..همین که در یخچال باز بشه و بوقش در بیاد انگار منم خوب میشم..امروزم دقیقا 100 بار در یخچالو باز کردم... دیوونه شده بودم..
دارم یک رمان میخونم به اسم هیس تا اینجاش که چیزی متوجه نشدم..یعنی میخونم ولی فقط چشمام می خونه.. فکرم جای دیگه است..حدود 20 صفحه خوندم ولی هیچی متوجه نشدم.. حوصله کتاب خوندنم ندارم..
نماز صبحم خواب موندم..
شاید اعصاب خوردیم واسه همین بود... میگن آدم تو طول روز هر گناهی که کنه نماز صبح خواب می مونه... من هر چی فکر کردم یادم نیومد..شاید واسه این بوده که تا ساعت 3و نیم با مخاطب خاص شماره 3 (ح) سر یک قضیه مهم smsمیدادیم..دقیقا موقعی که همه ی فرشته ها میان پایین واسه نماز شب بنده های خوبشون..من داشتم با یک نامحرم حرف میزدم...
گناهم همین بود... اگرچه ح sms داد که پاشو نمازتو بخون ولی من خواب بودم..خواب بعد از گریه خیلی بهم می چسبه..دلم گرفته بود..دیگه نتونستم خودمو نگه دارم.. گریه قشنگه ولی به وقتش..من همیشه میزارم یه عالمه غصه تو دلم جمع بشه بعد موقعی که تنهام گریه میکنم...راستی من هنوز بلد نیستم چه جوری باید گریه کرد..اشکای من طوریه که تو چشمام جمع میشن..خودم باید با دستام بیارمشون بیرون...
هنگام گریه چشمام سرخ میشن ولی به محض اینکه گریم تموم بشه به 10 ثانیه نمیکشه که انگار اصلا من گریه نکردم..اینش خوبه..
خلاصه که کلاغ ها کار خودشونو کردن........ روز بدی بود....